آموزش و پرورش مسجدسليمان،چالشها و راهكارها

 بي ترديد يكي از اصلي ترين و بلكه مهمترين دغدغه هاي جوامع مسئله تعليم و تربيت است .

لذا حاكمان و عالمان در هر جامعه اي بيشترين سرمايه گذاري ها رادر اين وادي متمركز ميكنند، چه اگرآموزش و پرورش پويا و خلاق و بالنده و سازنده اي داشته باشند،در سايرعرصه هاي زندگي اجتماعي نيز موفق خواهند بود.هر چند امروزه با كمرنگ شدن اخلاق در جوامع شاهد صحنه ها و حوادث ضد بشري و به دور از شأن انسان هستيم ليكن داشتن نظام تعليم و تربيت صحيح و مبتني بر اصول انساني ، آرزوي همه مصلحان ، خير خواهان و دلسوزان هر جامعه اي مي باشد. از آنجا كه متولي امر تعليم و تربيت در همه كشورها آن هم به صورت سازمان يافته ، آموزش و پرورش است، لذا در اين زمينه سرمايه گذاري  هنگفت، برنامه ريزي علمي ودقيق و همچنين همكاري خلاق ترين مديران و برنامه ريزان و دلسوزترين خدمت گذاران را مي طلبد

 و اما بعد...

در اواخر سال 84 شاهد تغيير مديريت آموزش و پرورش شهرستان مسجد سليمان بوديم ، هر چند اين تحول در ماههاي پاياني سال صورت گرفت و فرصت چنداني براي برنامه ريزي در سال تحصيلي 85-84 وجود نداشت ،اما بعد ازهر دگر گوني و تحولي مخصوصاً در سطح مديريت يك اداره يا سازمان  انتظار مي رفت شاهد حركتهاي نو،مبتكرانه و خلاقانه و برنامه ريزي هاي دقيق،علمي و كاربردي در سطوح مختلف آن سازمان باشيم،ولي به جزيكي دو جابجايي آن هم بصورت كليشه اي كه شگرد همه مديران سنتي است ،تحول چشمگيري (حتي به طور نسبي) در سطوح مختلف اجرايي و برنامه ريزي مشاهده نشد.

به نظر نگارنده ،آموزش و پرورش مسجد سليمان با چالشهايي رو به روست كه بايد چاره اي در خور براي آنها انديشيد كه در اين اندك مقال به بعضي از آنها اشاراتي خواهيم داشت:

 اول- بحمدلله معلمان فرهيخته و استادان بزرگواري كه هم تجربه و سوابق علمي دارند و هم تحصيلات عالي دانشگاهي ، در مسجد سليمان كم نيستند لذا ميتوان با بهره مندي از توان و استعداد علمي اين عزيزان ،گروههاي تحقيق و تفحص در زمينه هاي مختلف تشكيل داد تا ضمن بررسي دقيق و كارشناسانه و علت يابي معضلاتي همچون  اُفت تحصيلي، بي رغبتي دانش آموزان به درس و معلمان به تدريس، كمرنگ شدن رابطه مدرسه و خانواده و... راهكارهاي مفيد و عملي براي رفع اين موارد ارائه دهند تا روح تازه اي در كالبد نظام آموزش و پرورش مسجد سليمان دميده شود و شاهد شكوفايي استعدادها و رشد علمي و فرهنگي نوجوانان و جوانان شهرمان باشيم.

دوم- بهره گيري از توان و استعداد معلمان جوان با تحصيلات مرتبط در سطوح مديريت آموزشگاهي و دواير اداري و ميدان دادن به ايشان در كنار تجربه بزرگان ،ميتواند تحولات سازنده اي را در پي داشته باشد.

همچنين استقبال از تفكرات، نظرات،پيشنهادات و انتقادات سازنده و انتخاب متوليان امور در آموزش و پرورش با سليقه هاي مختلف و نو و برنامه هاي پر محتوا و متنوع جهت بهبود كيفيت تعليم و تربيت همچنين دوري از طايفه گرايي و داشتن سعه صدر و فرا جناحي عمل كردن مي تواند ما را در نيل به اهداف والاي تعليم و تربيت اسلامي ياري نمايد.

پرهيز از تبعيض ميان زحمتكشان و فعالان عرصه تعليم و تربيت عاملي است كه مي تواند رغبت و انگيزه بيشتري را در معلمان ايجاد نمايد.(متأسفانه سالهاست كه بر طبق يك قانون نانوشته امتيازگروههاي ارزشيابي را به افرادي كه در شرف بازنشستگي هستند اعطا ميكنند و زحمات ديگر همكاران جوان و پر تلاش ناديده گرفته مي شود.)

سوم- گروههاي آموزشي در عمل منفعل هستند و هيچگونه تحرك و نو آوري در امر تدريس ايجاد نمي كنند به طوري كه در جلساتشان چيز جديدي كه راهگشا در امر تدريس محتواي كتب درسي باشد بر اندوخته هاي معلمان نمي افزايد كه البته دلايلي دارد و از آن جمله است: فراهم نبودن زمينه شركت معلمان در همايشها و سمينارها و كارگاههاي آموزشي ، پويا و به روز نبودن كلاسهاي آموزش ضمن خدمت ( روشهاي نوين تدريس) و عدم استفاده از فيلمهاي آموزشي و نشريات آموزشي، به سر انجام نرسيدن پيشنهادات و انتقادات در آموزش ، هماهنگ و استاندارد نبودن ارزشيابي و امتحانات درسي و ...

چهارم-  مدارس و آموزشگاههاي جديد التأسيس و مقاوم سازي بناي آنها در برابر حوادثي چون سيل، زمين لرزه، آتش سوزي و نشت گاز از سفره هاي زير زميني نفت و گاز مسئله اي است كه توجه مديريت جديد و مخصوصاً مسئولان مربوطه را مي طلبد ، شايد گفته شود : متولي ساخت مدارس سازمان نوسازي و تجهيز مدارس ميباشد ، اما وقتي ملاحظه مي شود برخي پيمانكاران حداقل مقاوم سازي را در بناي مدارس لحاظ مي كنند و متأسفانه با صرفه جويي بيش از اندازه و

بدون عاقبت انديشي نسبت به اينكه فرزندان اين مردم در اين شهر زلزله خيز و پر از نفت و گاز قرار است در اين ساختمانها درس بخوانند ، جان صدها دانش آموز معصوم را با خطر روبرومي سازند . حداقل كاري كه مسئولين آموزش و پرورش خصوصاً دايره خدمات مي توانند انجام دهند اين است كه در مراحل مختلف ساخت اين مراكز به طور سرزده بازديدهايي داشته باشند و با نظارت دقيق و پيگيري هاي مستمر ، موارد تخلف را به سازمان گزارش كنند و حداقل از تحويل گرفتن مدارسي كه از استحكام لازم بر خوردار نيستند ، پرهيز نمايند.

پنجم- مسئله اي كه بيش از هر چيز نيازمند تأمل،بحث و بررسي، هماهنگي و همكاري و سرمايه گذاري و صرف وقت است مسائل فرهنگي و تربيتي است كه اگر دست روي دست بگذاريم و كاري نكنيم مي رود كه به يك بحران تبديل شود. متأسفانه پرداختن به برنامه هاي فرهنگي روز به روز كمرنگ تر از گذشته مي شود  وانجام فعاليتهاي تربيتي و فرهنگي به حداقل رسيده است.

ايام الله دهه مبارك فجر ، ميلاد ائمه اطهار (صلوات الله عليهم اجميعن) و ديگر وقايع مهم مذهبي، سياسي ،تاريخي و فرهنگي يكي يكي مي آيند و مي روند در حالي كه برنامه اي در خور براي اين مناسبتها در بعضي مدارس بر گذار نمي شود.

با توجه به شبيخون فرهنگي (به تعبير مقام معظم رهبري) جهان كفر با انواع رسانه ها و شيوه هاي فريبنده و جذاب و تلاش آنها براي به فراموشي سپردن آرمانهاي انقلاب و مباني اسلامي آن و با چالش مواجه كردن هويت ديني جوان مسلمان، ديگر جاي درنگ نيست و اگر امروز اقدامي نكنيم وطرحي نو در نيندازيم ، بدانيم كه فردا خيلي دير است و جوانان ما با چالشهاي فراواني روبرو خواهند شد و چنانچه پاسخي قانع كننده براي پرسشهاي خود نيابند در پي يافتن هويتي  كاذب براي خود در دام شياطين زمان گرفتار خواهند آمد.